<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهشنامه رسانه بین الملل</title>
    <link>http://imrlarc.ir/</link>
    <description>پژوهشنامه رسانه بین الملل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>موانع شکل‌گیری هم‌افزایی نهادی میان سازمان صداوسیما و وزارت امور خارجه در پیشبرد اهداف سیاست خارجی</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_241239.html</link>
      <description>چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل موانع تحقق هم‌افزایی نهادی میان سازمان صداوسیما و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران انجام شده است؛ دو نهادی که نقشی کلیدی در تولید روایت ملی، دیپلماسی عمومی و مدیریت افکار عمومی بین‌المللی ایفا می‌کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده و داده‌ها از طریق ۲۱ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه رسانه، دیپلماسی و دانشگاهی، همراه با بررسی اسناد رسمی دو سازمان، گردآوری و تحلیل شده است.یافته‌ها نشان می‌دهد که عدم شکل‌گیری هم‌افزایی مؤثر میان این دو نهاد، حاصل مجموعه‌ای از موانع چندسطحی و درهم‌تنیده است که در چهار دسته اصلی قابل طبقه‌بندی‌اند: موانع ساختاری و نهادی، موانع فرهنگی و ارتباطی، موانع سیاسی و جناحی، و موانع حرفه‌ای و تخصصی. موانع ساختاری شامل نبود نهاد هماهنگ‌کننده مشترک، پراکندگی مراکز تصمیم‌گیری و فقدان سازوکارهای رسمی تبادل اطلاعات است. موانع فرهنگی&amp;amp;ndash;ارتباطی به تفاوت منطق رسانه و دیپلماسی، ضعف اعتماد نهادی و ناهماهنگی در زبان روایت‌سازی بازمی‌گردد. در سطح سیاسی، منازعات جناحی، نگاه امنیتی و بی‌ثباتی مدیریتی نقش بازدارنده دارند. همچنین کمبود آموزش مشترک و ضعف مهارت‌های تخصصی متقابل از موانع حرفه‌ای محسوب می‌شود.نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که فقدان هم‌افزایی، مسئله‌ای ساختاری و سیستمی است و نیازمند مداخله در سطوح نهادی، حرفه‌ای و سیاست‌گذاری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی ارزش‌های فرهنگی در بازی‌های رایانه‌ای شرقی و غربی؛ مطالعه موردی شبح سوشیما و ویچر3: شکار وحشی</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_231602.html</link>
      <description>بررسی بازنمایی ارزش‌های فرهنگی در بازی‌های رایانه‌ای یکی از چالش‌های اصلی مطالعات معاصر در حوزه رسانه‌های دیجیتال است، زیرا این آثار به‌واسطه‌ی روایت تعاملی و ساختار چندلایه‌ی خود، فراتر از سرگرمی عمل کرده و به بستری برای بازتاب هنجارها، جهان‌بینی‌ها و نظام‌های ارزشی جوامع بدل می‌شوند. پرسش محوری پژوهش حاضر آن است که این بازنمایی‌ها در بازی‌های برخاسته از سنت‌های فرهنگی متفاوت، به‌ویژه شرق و غرب، چگونه شکل می‌گیرند و چه تفاوت‌های نظام‌مندی میان آن‌ها قابل شناسایی است. این پرسش در قالب مطالعه‌ای تطبیقی میان دو نمونه شاخص، شبح سوشیما و ویچر۳: شکار وحشی، پیگیری شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تفاوت‌های نظام‌مند در بازنمایی مفاهیمی چون سرنوشت و اختیار، نقش اجتماع و فردگرایی، شرافت و عمل‌گرایی، و نگرش به خیر و شر در دو سنت فرهنگی، انجام شده است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن تحلیل محتوای تفسیری است. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه‌ای و همچنین مشاهده و مطالعه دقیق محتوای روایی و مکانیک‌های روندبازی گردآوری شده‌اند و تحلیل، مبتنی بر چهارچوبی مفهومی با چهار مؤلفه اصلی و مجموعه‌ای از مؤلفه‌های فرعی انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که بازی شبح‌سوشیما نمایانگر منظومه‌ای فرهنگی مبتنی بر جبرگرایی، جمع‌گرایی، پایبندی به شرافت سنتی و تقابل روشن میان خیر و شر است؛ در حالی‌که ویچر۳ تصویری از فردگرایی، اختیار تصمیم‌گیری، عمل‌گرایی اخلاقی و نسبی‌گرایی ارزشی ارائه می‌دهد. این تفاوت‌ها ریشه در ساختارهای عمیق فرهنگی و اخلاقی شرق و غرب داشته و در روایت، شخصیت‌پردازی و طراحی تعامل بازی‌ها منعکس شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ غزه و سیاست عربستان سعودی در قبال مساله فلسطین و عادی‌سازی روابط با اسرائیل (افکار عمومی و رویکردهای رسانه‌ای)</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_232470.html</link>
      <description>عملیات طوفان الاقصی و جنگ غزه در 7اکتبر2023 در شرایطی به‌وقوع پیوست ‌که با محوریت آمریکا نظمِ جدیدی مبتنی بر گسترش قلمرو عادی‌سازی با رژیم اسرائیل درحال اجرا بود. این جنگ موجب اثرگذاری بر رویکرد‌های بازیگران کلیدی غرب آسیا و نیز نظم آتی منطقه شده است. از آنجایی که تحلیل سیاست‌های عربستان به‌واسطه جایگاه این کشور در میان اعراب و جهان اسلام و نقش افکار عمومی و رسانه‌ها در این زمینه اهمیت دارد، هدف پژوهش حاضر آن است تا ضمن بررسی ارتباط میان مواضع ریاض در قبال منازعه فلسطینی-اسرائیلی با اجرای این عملیات، پیامدهای جنگ غزه بر مواضع سعودی در قبال مساله فلسطین و عادی‌سازی مناسبات با تل‌آویو و چرایی تحول آن‌را تحلیل کند. سوال اصلی مقاله این است که جنگ غزه چه پیامدی بر سیاست عربستان در قبال مساله فلسطین و عادی‌سازی روابط با رژیم اسرائیل داشته است؟ فرضیه نگارنده در پاسخ به سوال این است که تحولات این جنگ موجب شد تا ریاض با بازنگری در سیاست جاری خود به یک &amp;amp;laquo;رویکرد تلفیقی&amp;amp;raquo; از سیاست سنتی و سیاست جدید در قبال این منازعه تاریخی متوسل شود. براین‌اساس، تحولات جنگ غزه اگرچه مانعی بر سر تحقق عادی‌سازی روابط عربستان و رژیم اسرائیل نخواهد بود اما در رویکرد تلفیقی، سعودی در کنار تاکید بر منافع خاص خود، بار دیگر حقوق فلسطینیان را مدنظر خواهد داشت. این مقاله با استفاده از روش &amp;amp;laquo;توصیفی-تحلیلی&amp;amp;raquo; و بهره‌گیری از نظریه &amp;amp;laquo;واقع‌گرایی نوکلاسیک&amp;amp;raquo; ضمن تائید فرضیه به این یافته‌ها رسیده است که باوجود تغییر سیاست سنتی عربستان در دوره سلمان‌ها به سیاستی جدید یعنی عدول از شرط تشکیل دولت مستقل فلسطینی برای عادی‌سازی، اما پیامدهای جنگ غزه موجب اتخاذ رویکرد تلفیقی مورداشاره از سوی ریاض گردید. در واقع، واکنش‌های افکار عمومی در سطوح داخلی و منطقه‌ای متاثر از بازنمایی رسانه‌‌ها از تحولات جنگ غزه و آلام مردم فلسطین، و افزایش هزینه‌های عادی‌سازی متاثر از متغیرهای &amp;amp;laquo;هویت و مشروعیت&amp;amp;raquo;، در کنار برداشت مجدد تهدید عربستان از اسرائیل سبب شد تا برغم فشارهای آمریکا برای تحقق عادی‌سازی این رویکرد تلفیقی پیگیری گردد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی فرهنگی در انیمیشن؛ مطالعه موردی انیمیشن پسر دلفینی</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_231073.html</link>
      <description>دیپلماسی فرهنگی یک ابزار کارآمد و قابل انعطاف در سیاست خارجی و زمینه ساز ایجاد ثبات بین‌المللی است که از طریق گسترش مبادلات فرهنگی هنری، توسعه همکاری‌های علمی آموزشی و تعامل میان نخبگان جوامع، آموزش زبان و رفع موانع موجود زبانی، بسترهای مناسب درک متقابل جوامع انسانی از یکدیگر را فراهم می‌آورد. دولت‌ها چـه در قالـب معاهـدات و چـه در اشکال دیگـر فعالیت‌های رسـمی فرهنگـی، سـعی در معرفـی و ارائـه شاخص‌های فرهنگی کشور خـود می‌کنند. دیپلماسی فرهنگی با انیمیشن، نقشی کلیدی در ارتقای تصویر ایران در سطح جهانی دارد. این تحقیق به بررسی نقش دیپلماسی فرهنگی در انیمیشن‌ پسر دلفینی پرداخته و از روش نشانه‌شناسی رولان بارت برای تحلیل محتوای این آثار استفاده کرده است. در این پژوهش، هر صحنه به عنوان یک واحد تحلیل مورد بررسی قرار گرفت و مؤلفه‌های فرهنگی آن شناسایی شد. در میان این مولفه‌ها به ترتیب، ۲۴ درصد به میراث تاریخی، ۲۲ درصد به میراث فرهنگی، ۱۶ درصد به عناصر جغرافیایی و محیط‌زیستی، ۱۱ درصد به میراث باستانی، ۱۰ درصد به آداب و رسوم و سنن ایرانی، ۸ درصد به صنایع دستی، ۳ درصد به اساطیر ایرانی و در نهایت، ۲ درصد به موسیقی ایرانی در انیمیشن پسر دلفینی اشاره شده است. توصیف و تحلیل دقیق این مولفه‌ها، نشان می‌دهد که انیمیشن‌ چگونه می‌توانند ابزار مؤثری برای تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران در سطح جهانی باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ تحمیلی 12روزه؛ واکاوی نقش رسانه‌های برون مرزی صدا و سیما در مدیریت افکار عمومی</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_233434.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی نقش رسانه‌های بین‌المللی صداوسیما در مدیریت افکار عمومی فراملی طی جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که این رسانه‌ها چگونه توانسته‌اند در شرایط جنگ شناختی، افکار عمومی فراملی را تحت تأثیر قرار دهند و چه نقاط قوت و ضعفی در این مسیر داشته‌اند. روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه‌پردازی داده‌بنیاد برای گردآوری و تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان رسانه‌ای و تحلیل محتوای اسناد و نشست‌های تخصصی گردآوری شد و سپس طی فرایند کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد رسانه‌های برون‌مرزی صداوسیما توانسته‌اند با روایت‌سازی مقاومت، بازتاب انسجام ملی و افشای جنایات رژیم صهیونیستی، در تثبیت گفتمان مقاومت و امیدآفرینی در سطح منطقه‌ای و جهانی موفق عمل کنند. در عین حال، ضعف‌هایی همچون غلبه لحن تبلیغاتی، کمبود روایت‌های انسانی و اقناعی، تحلیل‌های سطحی، نبود هماهنگی روایت‌ها، کمبود نیروی متخصص چندزبانه، محدودیت‌های فنی و بودجه‌ای و ضعف در بهره‌گیری از ظرفیت رسانه‌های نوین موجب شد روایت ایرانی نتواند به‌طور کامل در سطح بین‌المللی مسلط شود. بر اساس نظریه برآمده از داده‌ها، رسانه‌های بین‌المللی صداوسیما در جایگاه بازیگران فعال جنگ روایت‌ها قرار دارند، اما برای تبدیل‌شدن به الگوی بومی موفق در جنگ‌های ترکیبی آینده، نیازمند بازنگری راهبردی، ارتقای زیرساخت‌ها و توانمندسازی نیروی انسانی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی فرهنگی دیجیتال: واکاوی ظرفیت‌ها و چالش‌های شبکه‌های اجتماعی در بهبود مناسبات فرهنگی بین‌المللی ایران</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_232506.html</link>
      <description>در عصر دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری مؤثر، نقشی بی‌بدیل در شکل‌دهی به روابط بین‌الملل ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش این شبکه‌ها در سیاست‌گذاری و توسعه روابط فرهنگی بین‌المللی ایران انجام شد. هدف اصلی، تحلیل تأثیر آن‌ها بر تعاملات فرهنگی ایران و ارائه راهکار برای بهره‌گیری بهینه در جهت تقویت دیپلماسی فرهنگی بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ متخصص حوزه‌های فرهنگی، رسانه و دیپلماسی انجام شد. داده‌ها با تحلیل مضمون و کدگذاری باز تجزیه و تحلیل گردید. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه، پژوهشگران و کارشناسان رسانه بود که به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری قدرتمند، دسترسی سریع به اطلاعات فرهنگی، ترویج فرهنگ ایرانی و ایجاد تعامل مستقیم با جوامع بین‌المللی را فراهم می‌کنند. این شبکه‌ها پلی برای معرفی فرهنگ، هنر و ارزش‌های ایرانی به جهانیان و ارائه تصویری مثبت از ایران هستند. با این حال، چالش‌هایی مانند امنیت اطلاعات، انتشار محتوای نادرست و محدودیت دسترسی به برخی پلتفرم‌ها، استفاده بهینه را با دشواری مواجه کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی پتانسیل بالایی برای تقویت روابط فرهنگی بین‌المللی ایران دارند. با این وجود، برای بهره‌گیری مؤثر، نیاز به تدوین استراتژی‌های جامع شامل آموزش کارکنان، تولید محتوای جذاب و مدیریت چالش‌های امنیتی است. این پژوهش پیشنهاد می‌کند سازمان‌های فرهنگی ایران با حضور فعال‌تر در شبکه‌های اجتماعی، به تقویت دیپلماسی فرهنگی و بهبود تصویر ایران در جهان کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سیاسی به‌مثابه سامانه‌ای ترمودینامیکی: چارچوبی برای سنجش آنتروپی تحلیلی و انسجام معرفتی</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_236350.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی مفهومی برای ارزیابی کیفیت درونی تحلیل‌های سیاسی، مفهوم &amp;amp;laquo;تحلیل سیاسی به‌مثابه سامانه‌ای ترمودینامیکی&amp;amp;raquo; را معرفی می‌کند. در این چارچوب، اجزا و ارکان تحلیل به‌عنوان عناصر فعال و ساختاری سیستم در نظر گرفته می‌شوند که سطح هماهنگی میان آن‌ها، تعیین‌کننده میزان &amp;amp;laquo;آنتروپی تحلیلی&amp;amp;raquo; است. آنتروپی&amp;amp;nbsp;تحلیلی در اینجا شاخصی معرفت‌شناختی است برای سنجش میزان بی‌نظمی، گسست یا ناسازگاری میان اجزا (بازیگران، داده‌ها، انگیزه‌ها) و ارکان تحلیل (مکتب فکری، رویکرد نظری، روش‌شناسی و منطق تحلیلی). پژوهش از نظر ماهیت، تحلیلی&amp;amp;ndash; مفهومی و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash; تبیینی است و بر پایه مدل‌سازی استعاری و نظریه سیستم‌ها بنا شده است. با الهام از مفاهیم ترمودینامیک همچون انرژی، تعادل و آنتروپی، سازوکاری برای تشخیص انسجام معرفتی در تحلیل‌های سیاسی طراحی شده است. کاربست مدل در مطالعه موردی مناقشه حقوقی پیرامون فعال‌سازی مکانیسم &amp;amp;laquo;اسنپ‌بک&amp;amp;raquo; پس از پایان دوره قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت نشان می‌دهد که ریشه آنتروپی تحلیلی در نظام بین‌المللی نه در داده‌های سیاسی، بلکه در اختلاف معرفتی میان دو دستگاه تحلیلی رقیب (ایران، روسیه و چین در برابر آمریکا و اروپا) است. یافته‌ها حاکی از آن است که مدل ترمودینامیکی می‌تواند ابزاری مؤثر برای سنجش انسجام، پایداری و کیفیت درونی تحلیل‌های سیاسی باشد و افق تازه‌ای برای پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در علوم سیاسی بگشاید. این چارچوب با عملیاتی‌شدن مفاهیمی مانند &amp;amp;laquo;انرژی تحلیلی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آنتروپی معرفتی&amp;amp;raquo;، ابزاری برای نقد درونی و ارزیابی ساختاریافته‌ی تحلیل‌های سیاسی فراهم می‌کند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>دکترین حقوقی دست‌های پاک و تأثیر رسانه‌های بین‌المللی در بازنمایی عدم پاک‌دستی جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_235678.html</link>
      <description>دکترین &amp;amp;laquo;دست‌های پاک&amp;amp;raquo; به‌عنوان یکی از تفسیرهای قواعد بنیادین حقوق بین‌الملل، ملاکی برای مشروعیت طرح دعاوی در مراجع بین‌المللی است که دولت‌ها را ملزم می‌سازد تا برای بهره‌مندی از حمایت حقوقی از رفتارهای غیرقانونی پرهیز کنند. این دکترین به‌ویژه در ارزیابی مشروعیت طرح دعوی و درخواست‌های کشورهای مختلف در محاکم بین‌المللی کاربرد دارد. با این حال، در عرصه سیاست و رسانه‌های بین‌المللی، این دکترین به ابزاری تبدیل شده است که در قالب روایت‌های رسانه‌ای علیه کشورها از جمله ایران به کار گرفته تا تصویری از &amp;amp;laquo;عدم پاک‌دستی&amp;amp;raquo; و نقض قواعد بین‌المللی از سوی آن ترسیم و سبب تشدید تحریم ها ، خروج سرمایه‌گذاران خارجی و ... گردد.&amp;amp;nbsp;این مطالعه با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی پرونده های&amp;amp;laquo;داوری بانک‌های ملی و صادرات ایران علیه بانک مرکزی بحرین&amp;amp;raquo; ،&amp;amp;laquo;پرونده توقیف اموال بانک مرکزی ایران توسط آمریکا در ICJ&amp;amp;raquo;، و پرونده های غیر قضایی با رویکرد سیاسی اقتصادی مانند مذاکرات برجام ، FATF و... نشان می‌دهد که باوجود فشارهای رسانه‌ای و سیاسی، مراجع قضائی و غیر قضایی بین‌المللی در خصوص ادعای عدم پاک‌دستی ایران، پس از بررسی‌های لازم، چه آرایی صادر کرده‌اند یا چه تاثیراتی بر روند مذاکرات داشته اند. نتایج این پژوهش بر اهمیت درک متقابل و تعامل میان حقوق و رسانه در محیط بین‌المللی تأکید دارد و ضرورت تدوین راهبردهای هم‌افزا در دیپلماسی حقوقی و رسانه‌ای کشورها را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دیپلماسی رسانه‌ای در توسعه ظرفیت‌های اقتصادی بازارهای مرزی کشور ترکمنستان و ایران (مطالعه موردی: استان خراسان شمالی)</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_240657.html</link>
      <description>مهمترین هدف مقاله شناسایی قابلیت‌های دیپلماسی رسانه‌ای در توسعه ظرفیت‌های اقتصادی استان جهت صادرات بهینه و پایدار محصولات، کالا و خدمات به بازارهای‌مرزی ترکمنستان می‌باشد. رویکرد پژوهش کیفی و از روش تحلیل مضمون برای انجام آن استفاده شده است همچنین برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و مصاحبه نیمه‌ساختارمند استفاده شد، جامعه آماری؛ تجار، اساتید و مسئولان اجرایی استان که با نمونه گیری هدفمند و تعداد 12 نفر انتخاب شدند. باتوجه به همجواری استان‌خراسان‌شمالی با ترکمنستان، اما با این‌وجود فاقد گذرگاه رسمی است و محصولات خود از سایر گذرگاه‌ها صادر می‌گند. باتوجه به نظریه جغرافیای اقتصادی نوین، جهت توازن لازم است گذرگاه رسمی تأسیس شود، بر طبق یافته‌های تحقیق و باتوجه به سیاست تنوع‌سازی اقتصاد در کشور ترکمنستان و نفوذ رژیم غاصب اسرائیل در آن‌سوی مرز، بازارهای‌مشترک مرزی ترکمنستان از حساسیت بالایی برخوردار است. لذا باعنایت به اشتراکات و قرابت‌های فرهنگی بین دو کشور، مناطق‌مرزی استان در چهار حوزه ظرفیت‌های خوبی برای صادرات دارد: صنایع‌دستی، محصولات کشاورزی، محصولات صنعتی و صنایع‌غذایی. که در این بین خلاء دیپلماسی رسانه‌ای مشهود است. نتایج نشان می‌دهد؛ فرصت‌ها و ظرفیت‌های تجاری‌و‌اقتصادی ترکمنستنان، ظرفیت‌های صادراتی استان، زیر ساخت‌های لازم برای توسعه بازارهای‌مرزی، توجه‌به موانع و مشکلات صادراتی پیش‌روی، توجه‌به نیاز‌های وارداتی ترکمنستان، توجه‌ جدی به دیپلماسی رسانه‌ای از مهمترین مضامین فراگیر می‌باشد. .</description>
    </item>
    <item>
      <title>معیارهای رتبه‌بندی کشورهای هدف دیپلماسی فرهنگی ایران با تأکید بر حضور رسانه‌ای</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_231601.html</link>
      <description>در این مقاله به این موضوع که کدام‌یک از کشورهای جهان برای حضور فرهنگی-رسانه‌ای ایران در سطح بین‌الملل در اولویت قرار دارند، پرداخته می‌شود. برای فهم کشورهای دارای اولویت جهت حضور فرهنگی-رسانه‌ای ایران نیازمند معیارهایی برای رتبه‌بندی کشورهای هدف دیپلماسی فرهنگی-رسانه‌ای ایران می‌باشیم تا آن‌گاه کشورهای دارای اولویت برای تولید محتوای رسانه‌ای در عرصه بین‌الملل شناسایی شوند. این معیارها در این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته گردآوری شده و با روش تحلیل مضمون، به دست آمده است. در پژوهش حاضر، پس از بیان مختصر پیشینه پژوهش به ارائه چارچوب مفهومی پرداخته شد. در ادامه، اسناد بالادستی، بیانات رهبران انقلاب و مصاحبه با شانزده نفر از رایزنان فرهنگی، اساتید دانشگاه، مبلغان دینی و فعالان فرهنگی در عرصه بین‌الملل مورد بررسی قرار گرفت؛ در نتیجه 23 معیار برای رتبه‌بندی کشورهای مخاطب دیپلماسی فرهنگی-رسانه‌ای ایران به دست آمد که می‌توان به برخی از مهم‌ترین آن‌ها همچون &amp;amp;laquo;کشورهای همسایه و پیرامونی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جهان اسلام و مسلمانان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کشورهای صاحب نفوذ در سازمان‌های بین‌المللی&amp;amp;raquo; اشاره نمود. از آن‌جا که 23 معیار به دست آمده دارای اهمیت متفاوتی نسبت به یکدیگر می‌باشند، معیارها وزن‌دهی شده‌ است. در پایان به معیارهای فعلی مورد استفاده در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان متولی دستگاه دیپلماسی فرهنگی-رسانه‌ای و نیز معیارهای حضور فرهنگی در عرصه بین‌الملل که توسط مؤسسه الکانو به دست آمده است نیز اشاره شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی آیین هندو در عصر پلتفرم های دیجیتال: مورد مطالعه : تحلیل دارشان دیجیتال در منطق شبکه‌ای</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_242432.html</link>
      <description>تحول آیین‌های هندو در عصر رسانه‌های جهانی، نمونه‌ای روشن از بازآفرینی دین در منطق شبکه‌ای است. این پژوهش با تمرکز بر پدیده‌ی &amp;amp;laquo;دارشان دیجیتال&amp;amp;raquo; به‌عنوان تجربه‌ای آیینی از دیدن و دیده‌شدن امر قدسی، می‌کوشد نشان دهد که چگونه ارتباطات شبکه‌ای قداست را از معابد سنتی به بسترهای دیجیتال منتقل کرده و ساختار آیینی را بازپیکربندی می‌کند. پژوهش حاضر با روش کیفی و در قالب مطالعه‌ی موردی، بر پایه‌ی تحلیل تفسیری داده‌های ثانویه از پژوهش‌های معتبر و نمونه‌های رسانه‌ای انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دارشان دیجیتال سه روند بنیادین را در خود ادغام کرده است: فردی‌سازی تجربه آیینی، کالایی‌شدن قداست و گسترش فضایی امر مقدس در شبکه‌های جهانی. در نتیجه، آیین نه تنها در قالب پلتفرم‌ها و اپلیکیشن‌ها بازتولید می‌شود، بلکه در منطق مشارکت کاربران و اقتصاد معنوی دیجیتال تداوم می‌یابد. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که دارشان دیجیتال، شکل تازه‌ای از &amp;amp;laquo;دین شبکه‌ای&amp;amp;raquo; را نمایان می‌سازد که در آن آیین از حضور مکانی به مشارکت جهانی منتقل شده و قداست در جریان داده و تعامل بازتوزیع می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حقوقی حمله رژیم صهیونیستی به صداوسیما در پرتو حقوق بشردوستانه</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_231607.html</link>
      <description>حملات نظامی به زیرساخت‌های غیرنظامی، به‌ویژه نهادهای رسانه‌ای، از چالش‌های جدی حقوق بین‌الملل بشردوستانه و حقوق عرفی است. این مقاله با تمرکز بر حمله رژیم صهیونیستی به سازمان صداوسیما، ابعاد حقوقی چنین اقداماتی را بررسی می‌کند. هدف اصلی پژوهش، تحلیل مشروعیت این حملات از منظر حقوق بین‌الملل، با در نظر گرفتن اصول تمایز، تناسب و ضرورت نظامی است. این مسئله از آن رو حائز اهمیت است که هدف قرار دادن رسانه‌ها جریان آزاد اطلاعات را مختل کرده و ثبات جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به معاهدات بین‌المللی (نظیر کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی)، قطعنامه‌های شورای امنیت و رویه قضایی، به ارزیابی حقوقی این اقدامات می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد حملات هدفمند به زیرساخت‌های رسانه‌ای غیرنظامی، مگر در موارد استثنایی و با رعایت دقیق اصول تناسب و صرفاً در صورت تبدیل مستقیم و اثبات‌پذیر به هدف نظامی، نقض آشکار حقوق بین‌الملل بشردوستانه تلقی می‌گردد. شواهد موجود از حمله به ساختمان شیشه‌ای صداوسیما در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، که منجر به شهادت دو تن از کارکنان سازمان، یک راننده و مجروح شدن تعدادی از کارکنان غیرنظامی و تخریب گسترده استودیوی پخش زنده شد شد، حاکی از عدم وجود چنین شرایطی است. این پژوهش بر مسئولیت بین‌المللی دولت مهاجم تأکید می‌کند. در نهایت، بر اساس تحلیل موردی حمله به صداوسیما، پیشنهادهای کاربردی و رسانه‌ای برای تقویت چارچوب‌های حمایتی ارائه می‌شود.؛ از جمله تقویت دیده‌بانی رسانه‌ای و حقوق بشری، فعال‌سازی دیپلماسی رسانه‌ای برای آگاهی‌بخشی جهانی، ایجاد صندوق‌های بین‌المللی برای بازسازی زیرساخت‌های رسانه‌ای و توسعه پروتکل‌های امنیتی برای خبرنگاران در مناطق درگیری. این تدابیر برای تضمین مصونیت خبرنگاران و نهادهای رسانه‌ای، به عنوان ستون‌های اطلاع‌رسانی و شفافیت، حیاتی هستند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل رسانه ای کاهش پیامدهای نقض حقوق بشر در عراق</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_234013.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل رسانه‌ای کاهش پیامدهای نقض حقوق بشر در عراق انجام شد. روش ﭘﮋوﻫﺶ از نوع کیفی و اکتشافی است که از روش داده بنیاد استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. مشارکت کنندگان 13 نفر از اساتید دانشگاه های عراق در رشته‌های علوم ارتباطات، رسانه، حقوق بشر، روابط بین الملل و عل.م سیاسی خبرگان در سال 1403 بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته های پژوهش در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی پیاده سازی و طبقه بندی شد. مطابق نتایج بدست آمده مدلی شامل شش کد اصلی ارائه شد: شرایط علی(پویایی‌های کلان محیطی؛ محرک های قانونی، محرک های سیاسی، محرک های نظامی و اجتماعی)، شرایط زمینه‌ای (انحراف ایدئولوژیک؛ ناکارامدی سیستمی، سرکوب نرم، اختناق سیاسی)، شرایط مداخله‌گر(شکستگی ساختاری؛ عدم تجدید ساختار، عدم عدالت ترویجی، عدم اجماع گفتمان)، راهبردها (آگاهی بخشی رسانه ای و توسعه مهارت های رسانه ای؛ پلتفرم های آنلاین، گزارش گیری آنلاین، کمپین های آنلاین، تولید محتوای دیجیتال، شبکه سازی رسانه ای، داستان سرایی رسانه ای)، پیامدها (بهبود تصویر بین المللی؛ توسعه آزادی، مشارکت جامعه مدنی، اصلاحات بنیادی و تسهیل گری جامع) و مقوله محوری (نقض حقوق بشر؛ عدم تساهل با اقلیت‌ها، فقدان سازوکارهای مرکزی، فقدان سازوکارهای نظارتی، بی احترامی به حقوق فردی).</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی ترجمه گفتمان رهبران حماس و حزب‌الله در جریان منازعات ۲۰۲۳-۲۰۲۴:‌ کاربست مدل سه وجهی فرحزاد</title>
      <link>http://imrlarc.ir/article_243005.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش تعیین‌کننده ایدئولوژی حامیان رسانه‌ای بر ترجمۀ متون سیاسی، به واکاوی ترجمه سخنرانی‌های رهبران حزب‌الله و حماس (شهید سید حسن نصرالله، شهید اسماعیل هنیه و خالد مشعل) در جریان منازعات نظامی ۲۰۲۳-۲۰۲۴ غزه و لبنان می‌پردازد. اهمیت پژوهش در آن است که ترجمه در عصر رسانه‌ای، از کارکرد صرفاً زبانی خارج شده و به یک عمل سیاسی در خدمت مدیریت افکار عمومی تبدیل گشته است. این مطالعه کیفی، از مدل سه وجهی نقد ترجمه فرحزاد بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی به‌عنوان چارچوب نظری استفاده کرده است تا تلویحات ایدئولوژیک ناشی از انتخاب‌های ترجمه‌ای را در سه سطح متنی، پیرامتنی و نشانه‌ای بررسی کند. داده‌های پژوهش شامل ترجمه‌های منتشرشده در رسانه‌های با گرایش سه‌گانه (غربی، اسرائیلی و عربی) است. یافته‌ها نشان داد که ترجمه‌ها به‌طور ساختارمند در خدمت اهداف نهادهای سرپرست دستکاری شده‌اند که در سطح متنی، از طریق گزینش واژگانی، تغییر وجه برای القای ستیزه‌جویی، و حذف/افزودن محتوا؛ و در سطح پیرامتنی، با افزودن قضاوت‌های تحریری انجام شده است. نتیجه‌گیری حاکی از آن است که رسانه‌های رقیب دو روایت عمده را برساخته‌اند: ۱. برساخت روایت تروریسم از طریق سلب مشروعیت نظامی؛ و ۲. تضعیف روایت قدرت و مشروعیت مردمی از طریق تقلیل فاعل جمعی. بنابراین، ترجمه به مثابه یک سلاح گفتمانی در جنگ‌های نوین، نقشی فعال در بازنمایی ایدئولوژیک و سیاسی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
